800x600

به نظافت بدن ولباسم اهمیت می دهم: 

پیامبر صلی الله علیه و سلم می گوید: « هیچ نمازی بدون پاکیزگی پذیرفته نمی شود»

و می فرماید: « هر کسی به اندازه ی ذره ای تکبر در دلش باشد به بهشت وارد نمی شود، مردی گفت : فرد دوست دارد که لباس و کفش او خوب و زبیا باشد، پیامبر فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، تکبر یعنی نپذیرفتن حق و تحقیر مردم».

با نیکی کردن به پدر و مادرم به خداوند تقرب می جویم:

. وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا ﴿الإسراء: ٢٣﴾

و خدای تو حکم فرموده که جز او هیچ کس را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکویی کنید و چنانکه هر دو یا یکی از آنها پیر و سالخورده شوند زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند مگوئید و کمترین آزار به آنها مرسانید و با ایشان به اکرام و احترام سخن گوئید.( ترجمه : مهدی الهی قمشه ای )

مادرم را دوست دارم و او را خشمگین نمی‌کنم:

مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم آمد و گفت : ای رسول خدا، از همه مردم چه کسی به اینکه با او نیکی کنم سزاوارتر است ؟

پیامبر فرمود: مادرت.

گفت : سپس چه کسی ؟ فرمود: مادرت.

گفت : سپس چه کسی ؟ فرمود: مادرت.

گفت : سپس چه کسی ؟ فرمود: مادرت.

با همسایگان به خوبی رفتار می‌کنم و آنها را اذیت نمی‌کنم:

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:

« جبرئیل همواره مرا در مورد همسایه سفارش و توصیه می نمود تا اینکه فکر کردم که او را وارث قرار خواهد داد».

با کوچکترها مهربان هستم و به بزرگترها احترام می گذارم:

پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید: هر کس بر کوچکترهای ما رحم نکند و با آنها مهربان نباشد و به بزرگترهای ما احترام نگذارد از ما نیست.

آنچه برای خود می پسندم برای برادر مسلمانم نیز می پسندم:

از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: « هیچ یک از شما مومن واقعی به شمار نمی آید تا آنکه آنچه برای خود می پسندد برای برادرش نیز بپسندد.»

به کسانی که می شناسم و به کسانی که نمی شناسم سلام می‌کنم:

مردی از پیامبر صلی الله علیه و سلم پرسید: کدام عمل در اسلام بهتر است ؟ پیامبر فرمود: « به دیگران غذا بده و بر هر کس که می شناسی و هر کس که نمی شناسی سلام کن».

و پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید: « وارد بهشت نمی شوید مگر آنکه مومن باشید و مومن نمی شوید مگر آنکه یکدیگر را دوست بدارید، آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم که وقتی آن را انجام دهید با یکدیگر دوست می شوید ؟ سلام را میانتان رواج دهید و پخش کنید».

وقتی مومنان شاد شوند شاد می‌شوم و به خاطر غم آنها اندوهگین می‌شوم:

پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید:

« مثال مؤمنان در دوستی با یکدیگر و مهربانی و همدردی با یکدیگر مانند بدن است که هرگاه عضوی از آن به درد بیاید تمام جسم خواب نمی رود و تب می کند.»

 

وقتی به عیادت مریض می روم:

برایش دعا می‌کنم و می‌گویم: ((أَسْأَلُ اللهَ الْعَظِيْمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيْمِ أَنْ يَشْفِيَكَ)).

 ( هفت بار )

« از خداوند بزرگ پروردگار عرش بزرگ می خواهم که تو را شفا دهد».

هرگاه معلول و آسیب دیده ای را ببینم می‌گویم:

«الْـحَمْدُ للهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَّا ابْتَلاكَ بِهِ ، وَفَضَّلَنِي عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلاً».

«ستایش خداوندی را سزاست که مرا از آنچه تو را به آن مبتلا نموده عافیت بخشید و مرا بر بسیاری از آفریده هایش برتری داده است».

هرگاه به مصیبتی گرفتار شوم می‌گویم:

«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ».

«اللَّهُمَّ أْجُرْنِى فِى مُصِيبَتِى وَأَخْلِفْ لِى خَيْرًا مِنْهَا».

« همه ی ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم »

« خدایا مرا در مصیبتم پاداش بده و بجای آن چیز بهتری به من بده ».

راستگویی را دوست دارم و دروغ گفتن را نمی پسندم:

پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید:

« راستگویی به سوی نیکی هدایت می کند و نیکی به سوی بهشت می برد، و مرد راست می گوید تا اینکه نزد خداوند راستگو نوشته می شود، و دروغ به سوی گناه وفساد راهنمایی می کند و گناه به دوزخ می برد و مرد دروغ می گوید تا اینکه نزد خداوند دروغگو نوشته می شود». 

ورزش می‌کنم: پیامبر صلی الله علیه و سلم از کنار تعدادی افراد قبیله ی اسلم گذشت که در تیر اندازی مسابقه می دادند، پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: « ای فرزندان اسماعیل تیراندازی کنید که پدرانتان تیرانداز بودند».

 

کارم را به خوبی انجام می دهم:

پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید:

«هرگاه کسی از شما کاری انجام دهد خداوند دوست دارد که آنرا خوب انجام دهد».

هنگام خواب :

v   وضو می گیرم.

v   روی پهلوی راستم می خوابم.

v   آیة الکرسی می خوانم.

v   در دست هایم دم می‌کنم و قل هو الله احد و معوذتین را می خوانم و دستاهیم را تا هر جای بدنم که بتوانم می کشم.

v   سپس می‌گویم: «بِاسْمِكَ رَبِّى، وَضَعْتُ جَنْبِى، وَبِكَ أَرْفَعُهُ، إِنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِى فَارْحَمْهَا، وَإِنْ أَرْسَلْتَهَا فَاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحِينَ».

«پروردگارا، به نام تو پهلویم را می گذارم و با نام تو آن را بلند می‌کنم، اگر جانم را گرفتی بر آن رحم کن، و اگر آن را گذاشتی آن را مورد حفاظت قرار بده با آنچه بندگان صالح خویش را با آن محافظت می نمایی».


 

اینگونه این لحظات زیبا را با این کودک مسلمان سپری کردیم در حالی که او درس های ارزشمندی به ما در خصوص استفاده از اوقات با عبادت های بزرگ، ارائه کرد.

روزش بر او مبارک باد و خداوند همه ی اوقات ما را مملو از خوبی‌ها و طاعات بگرداند.

و شما کودکان باید اوقات خود را با آنچه در دین و دنیا  برایتان مفید است، پر کنید، و دست یافتن به رضامندی خداوند را مهم ترین آرزوی خود قرار دهید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.